آخرین اخبار

تاریخ : 9. بهمن 1396 - 11:54   |   کد مطلب: 2856
یادداشت/حجت الاسلام نظری:
خودباختگی ، بلای سنگین اقتصاد مقاومتی
حجت الاسلام نظری استاد حوزه علمیه حاجی آباد در یاداشتی وارده به پایگاه خبری زیرکوه نیوز، به موضوع خودباختگی به عنوان بلای سنگین اقتصاد مقاومتی پرداخته است.

حجت الاسلام نظری استاد حوزه علمیه حاجی آباد در یاداشتی وارده به پایگاه خبری زیرکوه نیوز، به موضوع خودباختگی به عنوان بلای سنگین اقتصاد مقاومتی  پرداخته است.

متن این یادداشت بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
خودباختگی ، بلای سنگین اقتصاد مقاومتی
با عیال داشتیم برای خرید یک کادوی هدیه جهت خانه نویی یکی از دوستان ، مغازه های شهر بیرجند رو زیر رو می کردیم اما چون ساعت 2 بعد از ظهر بود اکثر مغازها بسته شده بودند بلاخره تو یکی از خیابانها اصلی شهر به مغازه لوازم خانگی رسیدیم که هنوز باز بود سریع از ماشین پیاده ، وارد مغازه شدیم صاحب مغازه بعد از سلام ودیدن ما سوال کرد : چه می خواهید؟
گفتم : یک ظرف کادویی ،البته ایرانی باشه
صاحب مغازه: تو مغازه من هیچ جنس ایرانی پیدا نمیشه ،همه اجناس چینی ،ایتالیایی وترک هست
گفتم این کار شما بر خلاف اقتصاد مقاومتیه که باید جنس داخلی در مغازه به مشتری بفروشید
صاحب مغازه کمی بهش برخورد سریع پاسخ داد نخیر من خودم بچه انقلابم ،سال 60 در جبهه حضور داشتم ویه عکس از موبایل خود که در دوران اول انقلاب در کمیته های مردمی حضور داشته بود به ما نشان داد
گفتم : اینکه وظیفه شما رو سنگین تر کرد شما با این سابقه خوب ، باید یک قدم از دیگران جلوتر باشی ، اجناس مغازه ات ایرانی باشه وبا افتخار هم بگی که جنس ایرانی می فروشم
صاحب مغازه که ظاهرا بر اثر همین تبلیغات منفی از جنس ایرانی تحت تاثیر قرار گرفته بود گفت : اجناس ایرانی هیچکدومش به درد نمی خوره
این حرف رو که زد خیلی بهم برخورد وخیلی آزرده شدم
گفتم برادر ، اینطور صریح تو سر جنس ایرانی نزنیم ما خیلی اجناس خوب و مرغوب تو بازار داریم که حتی از مشابه خارجی اش بهتره
اینو که گفتم سریع گفت : بله بله درسته ،مبلمان ایرانی تو دنیا داره حرف اول می زنه ،استیل ایران تو اروپا مشتری زیادی داره ، چرم ایران نیز بسیار مرغوبه و....
حرفش که تموم شد ،بهش گفتم ،خوب برادر، همینا رو به مردم بگو، از جنس ایرانی هم تعریف کن ،اینقدر خوباخته اجناس بیگانه نشویم ،تو سرجنس ایرانی نزنیم می دانی با خرید جنس ایرانی ، به اشتغال جوونای این مملکت کمک می کنیم ، ما هم تو دنیا حرفی داریم اینگونه نیست که تمامی اجناس ایرانی ، به درد بخور نباشه
بلاخره صحبتها که تمام شد با صاحب مغازه به این نتیجه رسیدیم که حداقل 50 درصد جنس ایرانی با کیفیته ومناسب بازاره ،باید تو هر مغازه ایرانی جنس ایرانی باشه .
از این اتفاق روز هم خوشحال شدم هم آزرده خاطر ، خوشحال از این که حداقل یه هموطن به این باور رسید که جنس ایرانی ،هم جنس خوبیه کالای وطنه وباید ازش تبلیغ کرد آزرده خاطر از بابت که ما چقدر خودباخته کالای دیگران شده ایم وبیگانه با اجناس خودی که این واقعا دردناک وبسی تاسف انگیز می باشد
این سطرها رو که می نوشتم به یاد خاطره ای از یه مهندس ایرانی افتادم که تو یکی از کانالها،دیده بودم واقعا برای هر ایرانی این خاطره ، خواندنی وعبرت آموز است وباید آن را مطالعه کرد تا دریابیم پیشرفت وترقی یه کشور مفت وارزان به دست نمیاد ،باید درکنار زحمت وتلاش فراوان ، از اجناس داخلی حمایت کرد ، باید کالای وطنی را در منزل ، اداره ومحل کار استفاده نمود و آن را با جان و دل پذیرا شد .
اما خاطره ، خاطره ای ای از یک مهندس نفت ایرانی !

ﺳﺎﻝ ۸۱ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﺒﻌﯿﺪ ﺷﺪﻡ ﺑﻨﺪﺭ ﻋﺴﻠﻮﯾﻪ ﯾﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺎﺭﺱ ﺟﻨﻮﺑﯽ

ﺳﺎﻟﻬﺎﯼ ﺍﻭﺝ ﮐﺎﺭ ﺗﻮ ﭘﺎرﺱ ﺟﻨﻮﺑﯽ ﺑﻮﺩ ﻭ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺸﺪ. ﺭﺍﺣﺖ ﺑﻮﺩﻡ، ﮐﺴﯽ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﻡ ﻧﺪﺍﺷﺖ، ﻫﻤﯿﻨﻘﺪﺭ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺳﺎﻋﺖ ۹ ﺩﻓﺘﺮ ﺭﻭ ﺗﻮ ﭘﺎﺳﮕﺎﻩ ﺍﻣﻀﺎ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ، ﮐﺎﻓﯽ ﺑﻮﺩ.

ﺑﺎ ﯾﻪ ﻣﻬﻨﺪﺱ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﺪﻡ، ﻣﺮﺩ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﻮﺩ، ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺗﺎﺳﯿﺴﺎﺕ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺜﻞ ﺑﻘﯿﻪ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﻫﺎ ﺳﺨﺖ ﮐﻮﺵ، ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺏ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﻤﻮﻥ ﭘﺎ ﮔﺮﻓﺖ، ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ سوشی ﺑﺨﻮﺭﻡ، ﻭ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮐﻨﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﭼﯿﻪ، ﮔﻔﺖ ﺑﺎﺷﻪ، ﯾﮏ ﺷﺐ ﺩﻋﻮﺗﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ، ﺳﻮﺷﯽ ﻣﻬﻤﻮﻧﻢ ﺑﺎﺷﯽ .

ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﻋﺼر ﺑﻬﻢ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻡ ﺍﺯ ﮊﺍﭘﻦ ﻣﺎﻫﯽ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻭ ﺍﻣﺸﺐ ﺑﯿﺎ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﻦ.

ﺧﻮنش ﯾﻪ ﮐﺎﻧﮑﺲ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﻣﺠﻬﺰ ﺑﻮﺩ
ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺩﺍﺷﺖ، ﺣﻤﺎﻡ ﺁﺷﭙﺰﺧﻮﻧﻪ، ﮐﻮﻟﺮ ﺍﺳﭙﻠﯿﺖ ﻭ ...

ﭘﺸﺖ ﻣﯿﺰ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ایشون ﺩﺍﺷﺖ ﺗﻮ ﺁﺷﭙﺰﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﺍﻡ ﭼﺎﯼ ﺳﺒﺰ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩ، ﯾﻪ ﻇﺮﻑ ﺷﮑﻼﺕ ﺭﻭ ﻣﯿﺰ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺩﻭﻧﻪ ﺍﺯﺵ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺭﻡ، ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺪﻣﺰﻩ ﺑﻮﺩ ! ﺧﯿﻠﯽ !

ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ‏( ﮐﻮﺟﻮ ‏) ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺷﮑﻼﺗﯿﻪ؟ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺪﻣﺰﻩ ﺍﺳﺖ.

ﮔﻔﺖ ﺍﺯ ﮊﺍﭘﻦ ﺁﻭﺭﺩﻡ، ﮔﻔﺘﻢ ﺧﺐ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﺯ ﺳﻮﭘﺮ ﻣﺎﺭﮐﺖ ﺷﮑﻼﺕ نمیخری؟

ﺍﯾﻦ ﭼﯿﻪ ﺗﻮ ﻣﯿﺨﻮﺭﯼ ﺁﺧﻪ ‏( ﺑﺎ ﻫﻢ ﺷﻮﺧﯽ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ‏) ﺑﺎ ﺳﯿﻨﯽ ﭼﺎﯼ ﺍﻭﻣﺪ ﭘﯿﺸﻢ ،ﻫﻤﯿﻨﺠﻮﺭ ﮐﻪ ﭼﺎﯼ ﻣﯿﺮﯾﺨﺖ گفت:

ﻣﻠﺖ ﮊﺍﭘﻦ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ ﺭﻭﺯﯼ ۱۶ﺳﺎﻋﺖ ﮐﺎﺭ ﮐﺭﺩ،ﺑﺎﺑﺖ ۸ ساعتش ﻣﺰﺩ ﻣﯿﮕﺮﻓﺖ ﻭ ۸ﺳﺎﻋﺖ دیگه شو ﺭﺍﯾﮕﺎﻥ
ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩ، ﺗﺎ ﮐﺸﻮﺭﻣﻮﻥ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﺸﻪ، ۲ﻧﺴﻞ ﺍﺯ ﻣﻠﺖ ﮊﺍﭘﻦ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﻭ ﻓﺪﺍ ﮐﺮﺩ، ﻣﻦ ﺑﺎ ﻣﺎﻟﯿﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﮊﺍﭘﻦ
ﭘﺮﺩاﺧﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺭﻓﺘﻢ، ﻭ ﺍﻻﻥ ﻣﻮﻇﻔﻢ ﺩﺭﺁﻣﺪﻡ ﺭﻭ ﺗﻮ ﮐﺸﻮﺭ ﺧﻮﺩﻡ ﺧﺮﺝ ﮐﻨﻢ.

ﻣﻦ ﻧﯿﻮﻣﺪﻡ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺷﮑﻼﺕ ﺑﺨﺮﻡ
من ﺍﻭﻣﺪﻡ ﻟﻄﻒ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﺸﻮﺭﻡ ﺭﻭ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﮐﻨﻢ ...
ﻣﻦ ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺭﻡ مالیات و ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﻠﺖ ﮊﺍﭘﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺭﻭ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﺯ ﮊﺍﭘﻦ ﺧﺮﺝ کنم.!

ﺧﻔﻪ ﺧﻮﻥ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ، ﺩﺭﺳﯽ ﮐﻪ ﺍﻭﻥ ﻣﻬﻨﺪﺱ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﻭﻧﺮﻭﺯ ﺩﺍﺩ ﺭﻭ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ.

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﮕﻢ ﮐﺪﻭﻡ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺣﺎﺿﺮﯾﻢ ﺳﺨﺘﯽ ﺑﮑﺸﯿﻢ؟

ﮐﺪﻭﻡ ﻧﺴﻞ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺣﺎﺿﺮﻩ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﻭ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﮐﻨﻪ ﺗﺎ ﻧﺴﻠﻬﺎﯼ ﺑﻌﺪﯼ ﺑﻪ ﺭﻓﺎﻩ ﺑﺮﺳﻦ؟

ﮐﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ تغییر رو از خودمون شروع کنیم، ﻧﮕﯿﻢ ﺍﻭﻝ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ، ﺑﻌﺪ ﻣﻦ؟

ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﮕﯿﻢ ﺍﻭﻝ ﻣﻦ ﺗﺎ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﯿﻢ ﻫﻢ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﻩ؟

جاجی اباد مورخه 8\11\96

دیدگاه‌ها

سلام ، درود بر حاج آقا ، مثل همیشه عالی .

دیدگاه شما

CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.