آخرین اخبار

تاریخ : 15. بهمن 1396 - 19:44   |   کد مطلب: 2900
سالها از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی می گذرد, شنیدن خاطرات مبارزین انقلابی از دوران پیروزی انقلاب پس از گذشت قریب به ۴ دهه از انقلاب شکوهمند اسلامی خالی از لطف نیست خاطراتی که شنیدنش خصوصا برای نسل جوان می تواند بسیار مفید و لذت بخش باشد.

به گزارش پایگاه خبری زیرکوه نیوز،رهبری خردمندانه امام خمینی (ره) و اتحاد و همبستگی مثال زدنی ملت ایران باعث شد تا رژیم منحوس پهلوی در 22 بهمن 1357به زباله دان تاریخ بپیوندد و آغازی باشد بر تشکیل جمهوری اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره).

اگر چه سالها از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی می گذرد، اما شنیدن خاطرات مبارزین انقلابی از دوران پیروزی انقلاب پس از گذشت قریب به ۴ دهه از انقلاب شکوهمند اسلامی خالی از لطف نیست؛خاطراتی که شنیدنش خصوصا برای نسل جوان می تواند بسیار مفید و لذت بخش باشد.

مردم زیرکوه در همه راهپیمایی ها مسلح بودند

محمد علی موهبتی یکی از مبارزانی است که در سالهای پیروزی انقلاب اسلامی در سن حدودا 17 سالگی به سر می برد و خاطرات زیادی از مبارزات و راهپیمایی های مردم زیرکوه علیه رژیم پهلوی دارد.

موهبتی با بیان خاطرات آن روزها،‌گفت: بحث راهپیمایی در شهرستان مرزی زیرکوه با سایر شهرهای کشور متفاوت بود و همه راهپیمایی های برگزار شده مسلحانه برگزار می شد و همه مردم مسلح به سلاح های گرم و سرد در این راهپیمایی ها شرکت می کردند.

این مبارز دوران انقلاب ادامه داد:یکی از دلایل اصلی مسلح بودن مردم زیرکوه این بود که  یکی از طوایف منطقه مرزی نماینده رژیم سابق بود و دارای نیروهای مسلح بودند و مردم هم مجبور بودند همه اقدامات خود را با اسلحه انجام دهند.

وی بیان داشت:بیشتر اسلحه ها در آن زمان توسط شهید موهبتی و برادرشان از کشور افغانستان وارد ایران می شد و در اختیار مردم قرار می گرفت و این اقدام با توجه به اطلاعاتی که رژیم پهلوی داشت و ساواکی هایی که در منطقه حضور داشتند کار بسیار خطرناکی بود و اقداماتی که انجام می شد بین چند نفر محدود پخش می شد.

شبانه طاق نصرت استقبال از شاه در بیرجند را به آتش کشیدیم

موهبتی گفت: سال 1356 شروع انقلابی بود که از بیرجند شروع شد و در ورودی میدان شهدا از سمت میدان امام خمیتی (ره) بین بانک ملی و کتابفروشی آقای ابطحی در آن زمان طاق نصرت بسیار شیکی نصب شده بود تا شاه از این مسیر عبور کند.

این مبارز انقلابی، ادامه داد:آن زمان ما در بیرجند در حال تحصیل بودیم و در همین ایام و قبل از ورود شاه به بیرجند،یک روز عصر منزل شهید محمد حسن موهبتی بودم ،‌دیدم که وسایل خودشان را جمع می کنند و برای من یک اقدام غیر منتظره بود که چرا در وسط سال تحصیلی وسایل خود را جمع می کنند.

موهبتی گفت:ماشین مرحوم پدرم نیز همان زمان بیرجند بود و ایشان وسایل را بار ماشین کردند و یک عدد 20 لیتری خالی نیز تهیه کردند و با پارچه و پنبه ، گلوله های پارچه ای نیز آماده کردند که این موضوع نشان می داد ، ایشان می خواهند یک اقدامی انجام دهند، اما من هنوز از ماجرا بیخبر بودم.

وی ادامه داد: حدودا ساعت 11 شب بود که با ایشان سوار ماشین شدیم و به سمت پمپ بنزین شعله حرکت کردیم و 20 لیتر را پر از بنزین کردیم و بعد از این ماجرا،‌موضوع را برایم تعریف کردند و گفتند تصمیم به آتش زدن طاق نصرت شاه دارم و به کمک شما هم نیاز دارم.

موهبتی ، بیان داشت: من هم که در آن زمان در سن نوجوانی بودم سرم برای این کارها درد می کرد و پیشنهاد شهید موهبتی را پذیرفتم و با ایشان به سمت محل نصب طاق نصرت حرکت کردیم.

این مبارز انقلابی گفت:در فاصله حدود 100 متری از طاق نصرت ماشین را پارک کردیم و حدود 2 ساعت برای فراهم شدن شرایط منتظر ماندیم چون بانک ملی دو طبقه بود و طبقه بالا بر طاق نصرت مشرف بود و برق های طبقه دوم نیز روشن بود که حدس میزدیم ممکن است نگهبانی در این طبقه وجود داشته باشد.

وی ادامه داد : پس از مطمئن شدن از شرایط،در ساعت 1 بامداد ماشین را به سمت میدان شهدا دور زدیم و پسر عمویم در این لحظه از ماشین پیاده شد و به سمت طاق نصرت رفت و بنزین ها را روی طرق نصرت خالی کرد و آمد سوار ماشین شد.

موهبتی خاطرنشان کرد: قرار بر این بود که وقتی با ماشین از کنار طاق نصرت رد شدیم من گلوله های پارچه ای را که با بنزین آغشته کردیم، آتش بزنم و به سمت طاق نصرت پرتاب کنم . در این لحظه به سمت طاق نصرت حرکت کردیم و به محض اینکه در زیر طاق نصرت کبریت را زدم چون دست هایم آغشته به بنزین بود و جلوی پای ماشین هم ظرف کوچک بنزین برای آغشته کردن گلوله ها داشتیم،آتش گرفت و گلوله افتاد جلوی ماشین و جلوی پای ماشین نیز آتش گرفت که در همین حین گلوله را برداشتم و با عجله به سمت طاق نصرت پرتاب کردم اما به آن اصابت نکرد.

وی ادامه داد:به هر طریقی بود جلوی پا را خاموش کردیم و جلوتر توقف کردیم و دومین گلوله را پرتاب کردم که آن هم به هدف بر خورد نکرد  که در این لحظه شهید موهبتی ترمز دست ماشین را کشید و از ماشین پیاده شد و گلوله را به سمت طاق نصرت پرتاب کرد و به محض برخورد به هدف، شعله های آتش زبانه کشید و با توجه به اینکه این طاق از چوب و نئوپان ساخته شده بود، شعله ها ارتفاع بیش از 8 متر به خود گرفت و منطقه زیر آتش شده بود و صدای انفجار ترانس های برقی که داخل این طاق نصرت کار گذاشته بود، منطقه را پر کرد.

موهبتی گفت: به محض آتش گرفتن سوار ماشین شدیم اما در حالی که ثانیه ها در این لحظه برایمان حیاتی بود، ماشین استارت نمی خورد و در بدترین شرایط قرار گرفتیم که خوشبختانه با توجه به سرازیر بودن خیابان ماشین را در سرازیری روشن کردیم و به پا به فرار گذاشتیم و به منزل یکی از اهالی زیرکوه( مهندس ناصری) رفتیم و من توی ماشین ماندم و پسر عمویم از دیوار خودش را داخل منزل ایشان انداخت.

وی ادامه داد:شهر بیرجند سراسر آژیر و رفت و آمد ماشین های آتش نشانی و ژاندارم ها شده بود و من در حالی که همه شواهد در ماشین و دست های آغشته به بنزین و سوخته در من وجود داشت، داخل ماشین نشسته بودم که در این حین خوابم گرفت و خوابیدم تا صبح.

موهبتی ، گفت: صبح خسارتی که به ماشین زده شده بود را درست کردیم تا مرحوم پدرم متوجه ماجرا نشود و در این حین من به محل حادثه رفتم تا اوضاع را رصد کنم و لحظه ای که به منطقه رسیدم مامورین در حال رنگ آمیزی سردرب مغازه هایی بودند که بر اثر آتش سوزی خراب شده بود و تکه های طاق نصرت در خیابانهای اطراف پراکنده شده بود.

وی بیان داشت:یعد از این ماجرا به سمت زیرکوه حرکت کردیم و به روستای حسین آباد که در ان زمان مرکز فرماندهی انقلاب زیرکوه بود،آمدیم و به محض ورود به منزل متوجه شدم که همه پسر عموهایم از این ماجرا خبرداشتند و نقشه این اقدام را قبلا کشیده بودند و من به عنوان آخرین نفر از این نقشه مطلع شدم.

زیرکوه امروز قابل مقایسه با قبل از انقلاب نیست

موهبتی گفت: موضوع مقایسه وضعیت امروز زیرکوه با قبل از انقلاب خودش یک انقلابی است و نیاز به یک کتاب و کتابچه دارد.

وی ادامه داد:زیرکوه آن روز همین زیرکوه امروز بود اما با آن بافت آن زمان و روستاهای جدیدی به این منطقه افزوده نشد، اما کل دانش آموزان منطقه زیرکوه که تمکن مالی داشتند و می توانستند در شهرها ادامه تحصیل دهند ، به 20 نفر نمی رسید.

موهبتی گفت: در منطقه زیرکوه دو سه روستا فقط مدرسه داشت و نهایت تا مدرک سیکل می توانستند در منطقه زیرکوه ادامه تحصیل دهند که آن هم فقط در یک روستا امکان پذیر بود.

وی با اشاره به وضعیت آب و برق در قبل از انقلاب ، گفت: هیچ روستای منطقه در آن زمان نه آب داشت و نه برق و حتی درمانگاه حاجی آباد نیز برق نداشت.

موهبتی با اشاره به وضعیت جاده ها، گفت:همه جاده های زیرکوه تا شهر بیرجند خاکی بود و هیچ جاده آسفالتی در منطقه  وجود نداشت و همه جاده ها در خط القعر زمین و در دل رودخانه ها قرار داشت و 90 درصد حرکت وسایل در رودخانه ها بود .

وی ادامه داد: در فصل زمستان با اندک بارندگی دشت اسفدن از سمت قاین و دشت شیرکو از سمت بیرجند بسته می شد و رفت و آمد مردم به شهرها تعطیل می شد.

موهبتی با بیان اینکه هیچ امکاناتی در منطقه و روستاها وجود نداشت،گفت:با وجود اینکه مردم در روستاها در فقر مطلق زندگی می کردند اما فقط یک نکته در آن زمان بسیار جالب بود که مردم در روستاها متکی به خود بودند و همه روستاها تولید کننده بودند که این موضوع در حال حاضر دیده نمی شود.

وی ادامه داد:‌وضعیت عمرانی منطقه و مالی مردم اصلا قابل مقایسه با گذشته نیست و خیلی از کسانی که الان انسانهای سرشناس و متمکن هستند در ان زمان در شهرها کارگری می کردند و یا در این منطقه قالی بافی داشتند.

موهبتی به قلدر بازی ماموران نیز اشاره کرد و گفت:یک گروهبان در یک پاسگاه بر کل مردم منطقه حکومت می کرد و زور می گفت و کسی جرات نداشت در مقابلش بایستد ولی خوشبختانه امروز مردم راحت با مسئولان و مامورین انتظامی ارتباط برقرار می کنند که این شرایط اصلا قابل مقایسه با گذشته نیست.

دیدگاه‌ها

با سلام ایشون وضعیت الان زیرکوه را با زمان قبل انقلاب مقایسه کردند و گفتن که خیلی فرق کرده و قابل مقیسه نیست خب معلومه که قابل مقایسه نیست ، از زمان انقلاب تا الان 40 سال گذشته و باید هم تغییراتی داشته باشیم شما از کجا میدونین که اگز باز هم حکومت شاهنشاهی و پهلوی سرکار میبود اوضاع بدتر یا بهتر از الان میشد؟؟!! بسته به زمان و تکنولوژی روز امکانات هم تغییر خواهد کرد ...

دیدگاه شما

CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.